با افتخار می گویم من یک پرستارم؛
گفتگوی دوستانه با چند تن از پرستاران شاغل در بیمارستان
به بهانه فرا رسیدن سالروز ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار به پای صحبتهای شیرین و درد و دل تعدادی از پرستار ان نشستیم، پرستاری تعریفی از اشکها و لبخندها بود پرستاری عشق بود، مهربانی بود، پرستاری صبوریست ، پرستاری رضایت است.
اولین پرستاری که به گفتگو با روابط عمومی دانشگاه پرداخت کرامت باقرپور بودکه با بیان اینکه ۱۴ سال سابقه خدمت در حرفه پرستاری را دارم و در حال حاضر پرستار بخش ویژه آیسییو هستم در تعریف پرستاری گفت: پرستار نمادی از صبر، ایثار و از خود گذشتگی است نمادی از خستگی ناپذیری است.
باقرپور سختیهای این شغل را کمبود نیرو، شیفتهای فشرده ، حضور در محل کار در روزهای تعطیل ، و دریافتی کم به نسبت سختی کار برشمرد.
او از بدترین خاطره خود در ایام کاری گفت: بدترین خاطره مربوط به ایام کرونا بود یادم می آید که در یک روز از ۱۲ بیمار بستری در بخش ویژه آی سی یو، ۵ بیمار فوت شدند، ان روز حال همه ما بد بود.
در مورد بهترین خاطره خود گفت: یک بار یک بیمار داشتم که سطح هوشیاری بسیار پایینی داشت و به نوعی از او قطع امید بود اما با تلاشهای فراوان کادر درمان پزشکی و پرستاری بیمارستان سلامتی خود را بدست آورد و امروز مشغول به کار و سلامت است.
مژگان هنری پرستار بخش بیمارستان شهید محمدی گفت: تقریباً ۳۰ سال است که سابقه خدمت دارم، طی این مدت در اکثر بخشها و بیشتر از همه در بخش جراحی مغز و اعصاب خدمت کردم.
هنری گفت: پرستاری در هر مقطعی شکلی خاص دارد در جایگاههای مختلف، متفاوت است، قطعاً نکات آموزشی به روز شدن اطلاعات از نظر علمی آگاهی به قوانین و اصول مراقبتهای بیمار، بسیار مهم و حائز اهمیت است اما آنچه که باعث میشود یک پرستار بتواند وظیفه خود را به درستی انجام دهد عشق به پرستاری است.
او گفت: به نظر من باید از همان روزهای نخست عشق و احساس مسئولیت در پرستاران تقویت شود مربیهای اولیه که به دانشجویان آموزش میدهند و همینطور سرپرستار اولیه باید به گونهای رفتار کند که عشق همراه با مسئولیت در پرستاران نهادینه شود.
هنری در ادامه گفت: در زمان دانشجویی چندین بار میخواستم از این رشته انصراف بدهم که با راهنماییهای مربی فن پرستاری خانم لاوری عشق به پرستاری در من ایجاد شد،حالا هر روز که از محل کار به خانه برمیگردم با خودم فکر میکنم امروز چه کاری انجام دادم؟ آیا میشد کار بهتری هم انجام داد؟
مژگان هنری در تعریف از پرستاری گفت: پرستاری عشق و صبر است در کنار علم، باید عاشق شغلت باشی باید رضایت خداوند و بیماران برایت اهمیت داشته باشد و بیمار را به چشم خانواده خود ببینی.
وی در خصوص سختیهای شغل گفت : در دوران کرونا شرایط بسیار سخت بود بدون واکسن پرستاران با جان و دل زحمت کشیدند ، در ان روزگار سخت ما جرات بغل کردن فرزندان خود را نداشتیم، آن روزها ما با جان و دل و به حکم انسانیت کار کردیم پا به پای بیماران گریه کردیم با بهبودی آنها خوشحال شدیم دوران کرونا سختترین دوران کاری ما بود، بسیاری از ما آسیب های روحی فراوانی را در آن ایام متحمل شدیم.
مژگان هنری نداشتن امنیت شغلی، تداخل وظایف خانوادگی با مسائل شغلی، همکاری کم را از مصائب این رشته برشمرد و گفت اگر با هم مهربانتر باشیم و درک متقابل داشته باشیم قطعا میتوانیم محیطی شاد ایجاد کنیم، تا سختیهای کار کمتر نمود پیدا کند.
مژگان هنری بدترین خاطره کاری خود را مربوط به دوران کووید و کار در آی سی یو دانست و گفت: فراموش نمیکنم یکی از بیمارانمان یک کارگر ساده اهل میناب بود که با حال وخیم پذیرش شد بیمار نیاز به پلاسمافز داشت اما پول کافی برای انجام آن را نداشت مرحله اول پلاسما فرز بیمار انجام شد اما برای مراحل بعد خانواده بیمار پول کافی برای تهیه ست پلاسمافراز را نداشتند ،با کمک خیرین پیگیریهایی فراوانی که انجام شد بیمار چند نوبت دیگر پلاسمافرز شد ولی متاسفانه در نهایت فوت کرد.آن روز ، روز خیلی سختی بود روزی که تلاشها به ثمر ننشسته بود.
هنری گفت پرستاری تعریف اشکها و لبخندهاست،
وی در زمینه بهترین خاطره خود گفت: در زمان جنگ ناب سهند و سبلان یک بیمار داشتیم که تیر به سمت چپ قفسه سینه برخورد کرده بود و همه احتمال فوت بیمار را به دلیل اصابت گلوله به قلب بالا میدانستند اما به طرز معجزه آسایی این بیمار نجات پیدا کرد چرا که قلب بیمار سمت راست سینه اش بود.
وی در پاسخ به سوال اینکه اگر به گذشته برگردی آیا باز هم پرستار میشوی گفت: علی رغم تمام مشکلات و ناملایمات و کم لطفیها به خاطر عشقی که به کمک به همنوعان خود دارم باز هم با عشق و افتخار پرستار میشوم.
سمیه هاشمی تختی نژاد پرستار بخش دیالیز شهید محمدی با ۱۷ سال سابقه خدمت در گفتگو با روابط عمومی دانشگاه گفت:
پرستاری یک شغل است عشق و علاقه است باید لمسش کرد با جان و دل تا درک کرد معنایش را.
سمیه هاشمی نیز همچون سایر پرستاران شیفتهای سنگین اضافه کاریهای اجباری و تعداد کم پرستاران به نسبت بیماران را از مصائب این شغل برشمرد.
هاشمی تختی نژاد گفت: بدترین خاطرات دوران کاری من مربوط به دوران کروناست زمانی که به عنوان مسئول بخش کووید مشغول به خدمت بودم یکی از بیمارانم شب به من پیام داد در پیامش از زحمات پرستاران بخش تشکر کرد و از من خواست که در صورت امکان تختش را جابجا کنم در جواب گفتم فردا صبح که بیماران ترخیص و تخت خالی شد انجام میدهم اما در کمال ناباوری فردا صبح که وارد بخش شدم دیدم مریض فوت شده است. متاسفانه بیماران مبتلا به کرونا خیلی وقتها علی رغم اینکه هوشیار بودند و به ظاهر حال عمومی مساعدی داشتند به ناگاه بدحال میشدند در کمال ناباوری فوت میکردند.
هاشمی در خصوص سختیهای کار دوران کرونا گفت: در آن ایام آنقدر مشغول بیماران بودیم که حتی شب در خواب هم خواب بخش و بیماران را میدیدیم یادم میآید یک شب فرزندم مرا از خواب بیدار کرد و گفت: مامان توی خواب داشتی حرف می زدی و میگفتی رمدیسیور تخت ۷ تزریق شد. آن روزها پر بودیم از استرس، ناراحتی و ترس از دست دادن عزیزان و بیماران.
سمیه هاشمی نژاد در پاسخ به سوال ما که آیا باز هم پرستاری را انتخاب میکنی گفت: آنقدر دعای خیر بیماران و همراهان آنها در زندگی من جاریست که قطعاً باز هم پرستار می شوم.
فریبا برومند پرستار بخش اعصاب و روان ابن سینا با بیش از ۲۴ سال خدمت یکی دیگر از پرستارانی بود که با ما به گفتگو نشست.
برومند گفت: پرستاری یعنی قبول سختیها تلاش و کوشش، پرستاری یعنی صبر بردباری مهربانی
او گفت: ماندن در این حرفه عاشقی و صبوری میخواهد چرا که سختیهای بسیار زیادی دارد
برومند هم بدترین خاطرات کاری خود را مربوط به دوران کووید دانست زمانی که بیماران علی رغم انجام دیالیز فوت میشدند.
گفت خورشید خانم را فراموش نمیکند بیماری دیالیزی که سالها مریض ثابت بخش بود انگار جزئی از خانواده بخش بود، فوت خورشید خانم در زمان کرونا و پس از دیالیز حال همه پرسنل را خراب کرد.
او بهترین خاطرهاش را مربوط به زمانی میداند که یکی از بیماران در بخش ایست قلبی کرد و به تنهایی شروع به عملیات احیا کرد تا قبل از رسیدن تیم احیا قلب بیمار دوباره شروع به تپیدن کرد، برومند گفت : حس قشنگیست این که فکر کنی تو بانی نجات جان یک انسان شده ای ،این حس رضایت بهترین حالت پرستاریست.
برومند: پاسخ به سوال اینکه آیا اگر به گذشته برگردی پرستار میشوی یا نه گفت : نمیدانم ، این حرفه سختیها و ناملایمات زیادی داشت در این شغل از نظر روحی آسیب زیادی دیدم آنقدر که که اگر به عقب برگردم پرستاری را انتخاب نخواهم کرد.
احسان کرمی پرستاری با ۱۰ سال سابقه کار است که اکنون در بخش آنژیوگرافی بیمارستانی شهید محمدی کار میکند.
کرمی با اذعان اینکه پرستاری علم و هنر مراقبت از بیمار و ایثار و از خود گذشتگی است گفت: پرستاری را تنها به افراد صبور توصیه میکنم.
چالشهای این حرفه زیاد است شیفتهای طولانی، اضافه کاری ها، آسیب های روحی و روانی که با مسئولیتهای خانوادگی تداخل پیدا میکند ، برخورد گاها نامناسب دلسرد کننده از طرف بیمار یا همراهان و یا حتی همکاران وجود دارد. واقعا باید صبور باشی و در کنار آن عاشق خدمت که دوام بیاوری.
کرمی گفت: در کنار تمام سختیها و ناملایمات بهترین مزیت این رشته احساس رضایتمندی از خود و حس مفید بودن است اینکه بدانی با تلاشهای کادر درمان و تو یک بیمار به زندگی برگشته است بهترین حس رضایتمندی است که انسان میتواند از خود تجربه کند
او گفت یکی از بدترین خاطراتم مربوط به مادر باردار ۳۷ سالهای بود که ۶ ماه باردار بود به دلیل کرونا دچار دیسترس تنفسی شدید شد، مادر ملتمسانه از ما میخواست که جنین را نجات بدهیم ولی متاسفانه به دلیل نارس بودن جنین و مادر هر دو فوت شدند.
کرمی در پاسخ به سوال اینکه اگر به گذشته برگردی پرستار میشوی یا نه گفت: آنچه که مرا در این حرفه نگه داشته است احساس رضایتمندی است که از خود دارم از اینکه توانستم برای یکی از مخلوقین خدا کاری مفید انجام بدهم اما ا این رشته و حرفه چالشهای فراوانی دارد ساعتهای کار اضافی اضطراب و استرس ناشی از فوت بیماران، و خستگیها و دلزدگیها گاهاً من را مردد میکند.
کرمی در خاتمه گفت اما آنچه مهم است این است که علی رغم تمام مشکلات و سختیها با افتخار میگویم من یک پرستارم .
می خواهم به عنوان کسی که روزگاری در حرفه مقدس پرستار خدمت کرد، بگویم با پرستارها مهربان باشید، پرستاران روحشان زخمیست از ناله ها، درد ها، مرگ ها، هزاران بار شکسته اند و باز ایستاده اند، قدردان زحماتشان باشید، برای دوامشان عشق و تعهدی که به کار دارند به تنهایی کافی نیست آنها در عین قوی بودن نیاز به حمایت دارند.
روزتان مبارک فرشته های بدون بال
نظر دهید